طرح هدفمند کردن یارانه ها از جمله اقداماتی است که دولت بی ضابطه و بی هدف ایران آن را در راس کار خود قرار داده است. این طرح اگرچه طرحی همه جانبه و کاملاً علمی است ولی زمانی که بدون زیر ساخت های و شرایط حاکم بر جامعه اجرا گردد نه تنها مفید نخواهد بود بلکه اثرات زیان باری را خواهد داشت . منظور از زیر ساخت ها و شرایط موجود که باید قبل ازاینکه طرح اجرا گردد در جامعه باشد عبارتند از :کاهش نرخ بیکاری_ رشد صنایع مولد و کارآمد_ کاهش فاصله طبقاتی (در صورت این فاصله افرادی که فقیر هستند و قبلا از شکاف موجود رنج می بردند بیشتر در معرض این پیامدهای این طرح هستند)_ایجاد سطحی از رفاه در جامعه_ زدودن روحیه ی بسیار بد مصرف گرایی آن هم در شرایطی کاملاً بی ضابطگی های اخلاقی و هنجاری که مردم رو به سمت روحیه اسراف گرایی کشانده است. (در شرایط مصرف بهینه کمی از میزان توقعات نابجا و کاملاً نابهنجار جامعه که مردم را به سمت تجمل گرایی مضاعف می کشاند می کاهد).

اگرچه برخی طرح های می توانند سودمند باشند ولی در حال حاضر شرایط جامعه پذیرای این طرح نیست و وقتی طرح با شرایط موجود تناقض داشته باشد صد در صد پیامد های بد اجتماعی و فرهنگی خواهد داشت.
حال بر فرض اینکه ما بخواهیم یارانه ها را هدفمند کنیم و بودجه مملکتی را به سمتی هدفمند تر ببریم این بودجه ی اضافی که قبلا در زمینه یارانه ها مصرف می گردید حال حاضر چه خواهد شد؟ آیا به صندوق ذخیره ارزی بر می گردد و یا عاقبت برخی مطالبات بانکی را خواهد داشت؟ " مطالبات بانکهای کشور در سال 84 (قبل از سرکارآمدن دولت نهم)، 4 هزار میلیارد تومان بوده است و این مطالبات در سال 88 (پس از دولت نهم) به 38 هزار میلیارد تومان رسیده است. راغفر میپرسد: این 34 هزار میلیارد تومان به چه کسانی وام داده شده که میتوانند از پرداختشان سر باز بزنند؟ کسی که دو سه میلیون تومان برای ازدواجش وام گرفته، نمیتواند قسطهایش را ندهد. پس لابد این عده که منابع بانکها را در جیب خود نگه داشتهاند، قدرت سیاسی و ساختاری این کار را دارند. پیامدهای اجتماعی نقدی کردن یارنه ها، حسین راغفر
هدفمند کردن یارانه ها برنامه ایی از سر دلسوزی نیست که بخواهد دردی را از جامعه دوا کند چون یکی از پیامدهای آن تورم دو رقمی آن هم با عدد بسیار بالاست که با درصد زیاد بیکاران و تورم بعد از آن فکر می کنید جامعه چه اثرات زیان باری را بر خود خواهد دید؟
برخی از اثرات و پیامدهای اجتماعی- روانی این طرح
۱ـ افزایش درصد جرم و جنایت
۲ـ افزایش درصد ربا خواری و رشوه بگیران و رشوه خواران
۳ـ افزایش درصد فحشا
۴ـ افزایش درصد کودکان کار
۵ـ افزایش شغل های غیر متعارف
۶ـ افزایش چند شغلی در جامعه و پیامد های بعد از آن افسردگی، خودکشی و بیماری های روانی
۷ـ افزایش حاشیه نشینی و اثرات زیانبار آن
۸ـ افزایش طلاق و سست شدن پایه های خانواده
۹ـ افزایش روحیه دغل بازی و کلاه سر دیگری گذاشتن
نوشته شده توسط اکرم زاهدی در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 21:29 موضوع | لینک ثابت
کمی بیشتر باید گریست
آه ای حقیقت یک رویا
و ای تمام رویاهای شبانه
با تو بیشتر باید بود
و بیشتر باید زیست!
امروز دیگر روزیست
شکفتن لبخند تو معنایی دیگری خواهد داشت
و برای هر لحظه بودنت بیشتر باید دوید
برای تمام آن روزها
بیشتر باید گریست!
آه ای آزادی!
ای تمام روشنایی های شبانه
با تو بودن را خواهم آموخت
به جبران روزهایی که رفتند و نام تو را فریاد زدند:
آه ای آزادی!
فریاد حبس شده را امروز باید درید
وقسم به آزادی که هرگز ندیدم و
هرگز حسش نکردم
امروز، دیگر روزیست ای آزادی.
نوشته شده توسط اکرم زاهدی در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 18:55 موضوع | لینک ثابت
مارکس در توصییف جامعه ی مدرن بورژوایی می گوید: " هر آنچه سخت و استوار است دود می شود و به هوا می رود" ( تجربه ی مدنیته؛ مارشال برمن ترجمه: مراد فرهادپور).
جامعه ی مدرنی که مارکس تصویر می کند و در اندیشه هایش می پروراند جامعه ایی است که در آن همه وجوه زندگی بشریت تحت شرایطی خاص قرار می گیرد و از یک شرایط کاملا ایستا که ارزش های بشری ریشه در سنت محافظه کارانه موجود در جامعه دارد به سمتی کاملاً پویا و ارگانیک می رود. بنابراین ارزش های ثابت در جامعه با ظهور مدرنیته و ابزار و وسایل مدرن در معرض تغییر و دگرگونی قرار می گیرند و حتی به قول مارکس کاملاً از بین می روند: "دود می شود و به هوا می رود".
تعبیر مارکس از جامعه مدرن تعبیری است که در دو گزاره ساده توضیح داده شده است. البته با پیروی از این تعبیر مارکس اگر بخواهیم جامعه ی در حال گذار را بررسی کنیم لازم است با نگاه و تفسیر متفاوت تری این جوامع را نیز توصیف نمود. جامعه ی در حال گذار که شرایط امروز جامعه ی ایران نیز است جامعه ایی که با ریشه های عمیق در سنت و ارزش های کهن موجود در جامعه با انواع و اقسام ابزارهای مدرنیته روبه رو شده است. یعنی تقابل سنت و مدرنیته که این در دو وجوه نمود پیدا می کند: ۱- ارزش های و تفکرات کهن و سنتی موجود در جامعه که شرایط محافظه کارانه را تحکیم و تقویت می نمایاند. ۲ـ ابزارهایی که فرهنگ مدرنیته را از جامعه مدرن به این جوامع به ارمغان می آورد. جامعه ی در حال گذار در تقابل با فرهنگ مدرنیسم علاوه بر اینکه ارزش های سنتی خود را حفظ می کند دچار نوعی سرخوردگی فرهنگی می شود که برای گزینش میان سنت و مدرنیته همیشه با حفظ شرایط محافظه کارانه ی خود شمه ایی از فرهنگ مدرن را می گیرد که پیامد آن استفاده از مدرنیته به شکلی کاملاً نمادین می باشد که ورود ابزارهای مدرن را بدون فرهنگ استفاده از آن در این جوامع تسهیل می نماید. میان سنت و مدرنیته شرایطی حاکم می گردد که بهتر است بگوییم که هر آنچه سخت و استوار است میان زمین و هوا معلق می باشد و نه کاملاً دود می شود که پذیرای یک جامعه ی کاملاً مدرنیست باشد و نه محکم و سخت در جایش باقی می ماند بلکه با حفظ سنت های قدیمی و کهن موجود در جامعه به استقبال مدرنیته می رود.

نوشته شده توسط اکرم زاهدی در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 ساعت 22:0 موضوع | لینک ثابت

کودکانی که با کمترین دغدغه های زندگی بیشترین بار مسئولیت را به دوش می کشند و با آرزوهای کوچک خود بهترین ها را در قلب پر عطوفت و مهربان و کوچکشان برای همگان طلب می کنند.


کودکانی که هر لحظه ی زندگیشان و هر نگاه پر امیدشان در پی یک بخشش است. بزرگترین آرزویشان زندگی دوباره است. کودکانی که در پی شرایط نامطلوب جامعه و خانواده و از روی عدم آگاهی چنین کاری کردند و امروزه باید به عنوان مجرم شناخته شوند. برای آنها و جامعه شان بسیار پرهزینه خواهد بود که اگر از شرایط سنی و عدم اگاهی آنها چشم پوشی کرد و حکمی مناسب روحیاتشان نداد. کودک همیشه بی آزار ترین موجود بوده و خواهد بود اگر روزی با کودک مجرم روبه رو شدید خودتان را در آیینه ی وجود او ببینید شاید این ما بودیم که او را به این مسیر پر خطا کشاندیم. کودک نیاز به محیطی امن و جامعه ایی سالم دارد. اگر بر تعداد کودکان خیابانی؛ کار و مجرم افزوده شد این بلایی است که دیگر هرگز جبران پذیر نخواهد بود و بزرگترین سرمایه یک کشور است که به باد خواهد رفت. اعدام کودکان زیر ۱۸ سال بسیار سنگین و پر هزینه خواهد بود چون کودک به عنوان یکی از اعضای جامعه بدون هیچ گونه آگاهی از قوانین و مقررات جامعه و هنجارهای موجود در آن دست به چنین خطایی زده است. بنابراین باید در سن قانونی زمانی که درک و شعورش به قانون و مقررات کشورش رسید برایش تصمیم گرفت.
نوشته شده توسط اکرم زاهدی در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 18:54 موضوع | لینک ثابت
امسال دانشگاه با رنگ و بوی خاصی آغاز شد. رنگی که نوید یک جنبش فراگیر را می دهد. رنگ سبز دانشگاه در روزهای زرد پاییزی نویدی از دانشجوی آگاه و سرزنده را می دهد. این حرکت های خودجوش دانشجویی واقعا جای تحسین دارد و نشان از استقلال و آگاهی می دهد. البته باید برای این راه و مسیر بیشتر تلاش نمود و حرکت های خودجوش دانشجویی را با یک مسیر و جریان آگاهی بخش جهتی دیگر داد و هویتی تازه بخشید که جنبش تازه شکل گرفته را بیشتر قوت داد. بیانیه دفتر تحکیم وحدت همزمان با آغاز سال تحصیلی واضح نموده است که باید برای این جنبش تازه متولد شده بیشتر تلاش کرد که هر حرکت انحرافی آن را متلاشی نکند.

دانشگاه های دولتی و حتی آزاد که چند سالی بخاری از آن بلند نمی شد علی رغم فشارها و تهدیدهای بسیار فریاد می زنند که دانشگاه زنده است. درود به جنبش دانشجویی که تازه شکل گرفته است.
نوشته شده توسط اکرم زاهدی در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 23:32 موضوع | لینک ثابت

گرامی باد یاد و خاطره قیاس الدین کاشانی و تمام جان باختگان راه اندیشه.
نوشته شده توسط اکرم زاهدی در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 20:21 موضوع | لینک ثابت
سال جدید تحصیلی را بدون حضور نخبگان و اساتید آغاز خواهیم کرد.
دکتر شفیعی نیز رفت و به یاد آن روزی که برای دو مرتبه به کلاسش رفتم و واقعاً از تمام لحظه های بسیار خوب کلاسش بهره بردم و باید اعتراف کنم با اینکه رشته تحصیلی من ادبیات نیست ولی کلاس او بهترین کلاسی بود که در چهار سال تحصیلی داشتم. یادش بخیر ![]()

نوشته شده توسط اکرم زاهدی در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ساعت 14:2 موضوع | لینک ثابت
روزهای سختی بر زندانیان می گذرد. انگار فکر می کنم درد و رنج های لحظه به لحظه شان در گوشم سوت می کشد و کسانی بی دفاع و بی گناه از پشت حصارهای استبدادی فریاد می زنند کجاست یاری کننده ایی که مرا یاری کند؟ با این همه درد و رنج بازهم صدای دیگری می آمد. البته این صدا با صداهای دیگر فرق داشت انگار حس کمک و همدردی در آن می طلبید و حق بود که ایراد می شد. نامه تاریخی کروبی چیزی جز حقیقت محض نیست و تمام منکران این قضیه نیز با حرکت سریعشان اعلام کردند که آری. همیشه آدمهایی که در زندگی خطا کرده اند بیشتر در صدد توضیح و کذب آن برمی آیند وگرنه اگر این قضیه وجود ندارد پس چرا ترسیده اید و رنگ از چهره داده اید و بدون هیچ مکثی جواب می دهید. زمان رسیدن حق گویی ها آمد و مرحبا به مردانی که چیزی جز حقیقت نخواهند گفت و قدمی جز حق برنخواهند داشت. زبان و قدوم حق گویی ها همیشه بر وفق مراد خواهد بود و پیروز نهایی کسی می باشد که مسیری جز این انتخاب نکرده است. مردان حق اگرچه اندک اند ولی همیشه خواهند درخشید. زبان های کمتر به حق باز گردند و یا اصلاً حق نگویند مگر زمانی که نفعی در آن داشته باشند. برخی افراد نیز می دانند که چه چیزی و چه کسی حق است ولی ای وای زمانی که قدرت دنیوی و حرص از آن پرده ایی بر جلوی چمشانشان افتد و نشان دهد که نفعشان جای دیگری لنگر انداخته است. زمانی قلم های فرسوده به حق خواهند ماند که بنویسند از روزگارانی کهن که چه بر سر حاکمان ظالمش آمده بود. اما امروزه قلم هایی می نویسند که عمر کوتاهی خواهند داشت و معلوم نیست فردا چه برسرشان خواهد آمد. توقیف روزنامه ی اعتماد ملی در چنین شرایط چیزی جز توهین به آن قلم قسم خورده نبود که فقط می خواست بگوید ای مردمی که حق دارید آگاه باشید بدانید که باطل و حق کجا خیمه زده اند و اینک انتخاب با شماست. از چه چیزی ترسیدید از اینکه باطل بودنتان بیشتر آشکار شود که چنین خبطی کردید.
نوشته شده توسط اکرم زاهدی در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 20:13 موضوع | لینک ثابت
باز هم تعطیلات برای چهار سال دیگر آغاز شد. بعد از مراسم نمایشی و دروغین تحلیف اولین کلمه ایی که زمزمه کردم این بود باز هم تعطیلات شروع شد. ایران سالهای بسیار زیادی را در تعطیلات بوده و برای جبران این همه عقب ماندگی چه باید بکند؟ دیروز ۱۴ مرداد ۱۳۸۸جشن ۱۰۳ سالگی مشروطه بود. مشروطه نیز برای آزادی ایران کاری از پیش نبرد. مردان مشروطه اگرچه تلاش نمودند و در پیش برد اهدافشان سعی نمودند ولی باید گفت که مشروطه هم نیز کاری برای این تعطیلات نکرد. آمدن مشروطه؛ قانون و... چیزی جز یک نام نبودند که فقط می توانستند تاریخ ایران را زیبنده کنند. سوالی که سالها برایم پیش آمده این می باشد که ایران کی خواهد توانست روی آزادی و پیشرفت را ببیند؟ برای تحقق آرزوهای دیرینه ایرانیان یعنی آزادی زحماتی به اندازه ی قدر و اهمیت آن باید به جان خرید و سختی های بسیاری را فقط برای یک هدف یعنی آزادی باید متحمل شد. پس فقط به نام آزادی ایران تا آخر ایستاده ایم و اگر یک لحطه تامل می نمودیم که ثمرات آزادی چه خواهد بود و چه چیزهایی به بار خواهد داد همیشه بزرگترین و سخترین مشکلات راه آزادی را طی می نمودیم.
قسم به نام آزادی که خداوند بعد از آفرینش انسان به او ارزانی بخشید. برای بزرگترین حق اولیه هر انسانی از طرف خداوند باید امروز جور دیگری تلاش نمود.
نوشته شده توسط اکرم زاهدی در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 13:9 موضوع | لینک ثابت
امروزه هر ایرانی طوری دیگر باید رفتار کند. ما دیگر نیاز به تن و هیکل قوی نداریم که در زیر چماق و باتوم استبدای دوام آورد باید فکر و اندیشه ها را قوی کرد. فکر و اندیشه قوی با هر چماق زورگویانه ایی متزلزل نخواهد شد. برای اعتراض های خیابانی برنامه و هدف داشته باشیم کاری که پدران ما تجربه کرده اند را تجربه نکنیم. همه با عقل و اندیشه های نحیف ولی تنی قوی ایستادند و شعار مرگ بر شاه را دادند بدون اینکه بدانند که چه چیزی می خواهند و چه برنامه ایی برای کارهایشان دارند. قبول کنیم که از روی احساسات دینی این کار را کردند. ایرانیان همیشه از احساساتی بودنشان ضربه خوردند و خواهند خورد. شاه استبدادی را بیرون کردند و استبدادیان زورگوتر دیگری را نشاندند. برای هر انقلاب و اصلاحی باید هدف داشت وگرنه نه تنها نتیجه بخش نخواهد بود بلکه شرایط و وضعیت بدتری را در جامعه ایجاد خواهد کرد. مهمترین وظیفه ایی که داریم آگاهی سازی خودمان و اطرافیانمان هست. با گام های اندیشیده شده جلو برویم و قدم برداریم.
آگاهی سازی نیز یک شبه حاصل نمی شود بلکه پروسه ایی بلند مدت است که نیاز به زمان دارد. دموکراسی و احترام به آزادی دیگران و قبول عقاید متفاوت را در راس برنامه خود قرار دهیم و از هرگونه اشخاص پرستی بپرهیزیم و همیشه افراد را با برنامه و کارهایشان بسنجیم.
برای ادای دِین کردن به پروسه آگاهی سازی, در ادامه مطلب " مقاله سوم در ایران چه می گذرد؟ داستان "مرد پير و دريا"، محمدرضا نيکفر" را آورده ام و توصیه اکید می کنم که حتماً این مقاله را بخوانید.
نوشته شده توسط اکرم زاهدی در جمعه نوزدهم تیر 1388 ساعت 21:9 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY